خسته ام از اين شلوغى و اين تنهايى
خسته ام از اين جماعت تو خالى
خسته ام از اين شبانه مستى و تنهايى
خسته ام از اين همه عشق بازى تنهاى
هواى تنهايى خانه كوچكمان را دارم
هواى عكسهاى بى قاب اتاقم را دارم
هواى آن لانه ى مرغان پشت پنجره
هواى آن پرسه زدنهاى بى حوصله
هواى لبهاى آن نازنين دخترك
هواى آن آه هاى نداى بر بالينم

نوامبر 17, 2008 در t 5:07 ق.ظ |
oi , cara tu é maluco mesmo.